
داستان سریال از آنجا شروع میشود که قهرمان داستان در یک جزیرهی خطرناک واقع در جنوب شرقی آسیا، سعی در علامت دادن به یک قایق در حال عبور از آن منطقه است. سرنشینان قایق او را پیدا میکنند و اولیور کویین (Oliver Queen) پس از پنج سال دوری از استارلینگ سیتی به خانه بازمیگردد. خانوادهی که ثروتمندترین افراد شهر به حساب میآیند، به خیال مرگ اولیور و پدرش که ۵ سال پیش ناپدید شدند در وضعیت خوبی به سر نمیبرند. بازگشت اولیور به خانه همه چیز را عوض میکند. این در حالی است که اولیور شاهد خودکشی پدرش بوده و در طی پنج سال گذشته اتفاقات بسیاری برای او افتاده است. دیگر از آن جوان پولدار و خوشگذران گذشته خبری نیست. پدرش به او وصیت کرده تا افراد فاسد شهر را از بین ببرد و او با لیستی که در اختیار دارد، شبها بیرون رفته و دشمنان شهر را یکی پس از دیگری از بین میبرد. با وجود کمک به پلیس، او کمکم به عنوان یک شورشی تحت تعقیب پلیس قرار میگیرد. ولی بعد از مدتی خود را به عنوان یک قهرمان با هویت ناشناس در شهر معرفی میکند. اولیور در راه سر و سامان دادن به شهر استارلینگ، به این نتیجه میرسد که به تنهایی قادر به مبارزه نیست و تیمی کوچک و قابل اعتماد را دستوپا میکند. محافظ شخصی او یعنی جان دیگل که در ابتدای داستان از دست اولیور کلافه شده و توان مراقبت همیشگی از او را ندارد، به بهانهی گرفتن انتقام برادرش و همچنین اجرای عدالت با پیشنهاد اولیور وارد تیم او میشود. فلیسیتی اسموک یکی از کارمندان شرکت کویین نیز که توانایی عجیبی در هک کردن سیستم های مختلف دارد پس از مدت کوتاهی به این تیم اضافه میشود. مهم تر از همه دختری به نام لارل لنس که خود وکیل و پدرش پلیس شهر استارلینگ است، به تیم اضافه میشود. او و پدرش دل خوشی از اولیور ندارند، چرا که برای سفر پنج سال پیش خود به سمت شرق آسیا، مخفیانه خواهر لارل یعنی سارا را با خود به این سفر برده و حالا بدون او بازگشته! اما با روابطی که در گذشته بین لارل و اولیور بوده، اتفاقات زیادی بین این دو شخصیت در طول سریال خواهد افتاد. البته در قسمتهای بعدی شخصیتهای جدیدی به داستان و تیم اولیور اضافه میشوند که بهتر است خودتان آنها را ببینید. سریال بسیار جدی به نظر میٰرسد. سازندگان با هیچکدام از شخصیتها شوخی ندارند و هر اتفاقی ممکن است برای آنها رخ دهد! ولی از سوی دیگر سعی شده تا مخاطب نوجوان نیز با سریال ارتباط مناسبی برقرار کند.
اولیور تکوتنها در جزیرهای بسیار خطرناک در حالی که پدر خود و سارا را از دست داده، به دنبال راهی برای نجات میگردد و خیلی زود با حوادث ناگواری مواجه میشود. او در جزیره تنها نیست و از طرفی هیچ مهارتی برای دفاع از جان خود در مقابل تهدیدها ندارد. اما این سوال پیش میآید که چگونه بعد از گذشت پنج سال، او تبدیل به یک مبارز قدرتمند شده؟ در طول هر فصل، یک سال از پنج سالی که اولیور دور از خانه و در شرق آسیا حضور داشته، به صورت فلشبک روایت میشود. فلشبکها همزمان با هر اپیزود پخش میشود و خود به تنهایی داستانی جذاب برای طرفداران است. به احتمال زیاد پنج فصل طول خواهد کشید تا تمام ماجرای اولیور در آن جزیره را ببینیم!1